محمد بن علي منجم وابكنوي
50
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
نيز رسيده باشد ودر اين روز ، زر سرخ نثار كنند وشادى كنند . فصل دوم : I در بيان سالهاى كبيسه ومعرفت أيام كبايس چون خواهيم كه سالهاى كبيسهء رومى را I بدانيم . وسال كبيسه ، آن است كه آن أرباع أيام ، در وى جمع شده باشد وزيادت از نصف I روزى شده وآن سيصد وشصت وشش روز باشد ؛ وماه شباط را در آن I سال ، بيست ونه روز شمرند . وچون مخرج I ربع ، چهار است كه دور كبايس رومى باشد ومبداء دور كبس سال شمسي ، پيش از مبدأ اين I تاريخ بوده است به دو سال ، پس بر سالهاى تامهء اين تاريخ ، دو عدد بايد افزودن I تا ابتدأ از مبدأ دور ، كبس كرده باشند . واگر بر سالهاى ناقصه ، يك عدد افزايند همان حكم I داشته باشد . پس دايماً يك عدد به سالهاى ناقصهء اين تاريخ افزائيم وبر چهار قسمت I كنيم اگر ما بقي القسمة چيزى نماند آن سال ناقصه ، كبيسه بود ؛ واگر چيزى باقي ماند بسيطه I باشد وماه شباط را در آن سال ، بيست وهشت روز بايد شمردن . آن گه نظر كنيم I به خارج قسمت تا چند است ، آنچه باشد آن عدد أيام كبايس باشد از أول اين تاريخ I تا أول آن سال ناقصه ؛ وعدد سالهاى كبيسه نيز همان بود . واگر خواهيم كه عدد I أيام كبايس به جدول بدانيم ؛ از برابر سالهاى اين تاريخ درآئيم در جدول أيام مرفوعهء I تواريخ ؛ واز جدول تاريخ رومى وفارسي ، أيام مرفوعه برگيريم وهر يكى را جدا جدا I بنهيم . آن گه فضل ميان هر دو عدد معلوم كنيم . آنچه حاصل آيد عدد أيام كبايس بود I مرفوع از آن « 1 » I سالها . آن را بسط كنيم تا أيام كبايس حاصل آيد . فصل سيوم : I در استخراج مدخل سالها وماهها از أيام أسابيع ، به حساب وآن دو قسم است : قسم I أول : در معرفت مدخل سالها وآن سه نوع است : نوع أول ؛ ضرب كنيم سالهاى تامه را
--> ( 1 ) . " آن " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .